ابن عربي ( مترجم : سعيدى )
19
ترجمان الاشواق ( فارسى )
و همچنين در قصيده سى و نهم ابيات هفتم و هشتم مىگويد : للشمس غرّتها للّيل طرّتها * شمس و ليل معا من اعجب الصور فنحن بالليل فى ضوء النهار بها * و نحن فى الظهر فى ليل من الشعر يعنى سفيدى پيشانى او خورشيد است و سياهى موى ابروانش ، شب . گرد آمدن آفتاب و شب با هم از شگفتترين صورتها و پديدهها است و با وجود معشوق در طول شب ما در روشنايى روز قرار داريم و در طول روز از موى سياه معشوق در شب تاريك واقع شدهايم . خلاصه دربارهء وحدت وجود و موجود از اكابر عرفا و صوفيان و محققان ، مطالب بسيارى ذكر شده است كه ذكر همه آنها اطاله كلام خواهد شد و اين مختصر را گنجايش آن نيست ازينرو تنها به ذكر شعر زير بسنده مىكنيم كه مىگويد : به هركه مىنگرم صورت تو مىبينم * از اين ميان همه در چشم من تو مىآيى . 3 - عقيده ابن عربى دربارهء وحدت اديان وحدت اديان فكر جديدى نيست كه ابن عربى آن را ابداع كرده باشد بلكه صوفيان زيادى پيش از او بدان معتقد بودند و بارزترين چهره حلاج است كه در ضمن اعتقادش به حلول مىگفت : اختلاف در عقايد دينى به اختلاف حقيقت واحده كشيده نمىشود و حب خداوند در همه چيز وجود دارد ازينرو ابن عربى خود را بجميع معتقدات مقيد دانسته و مىگويد : عقد الخلائق فى الاله عقائدا * و انا اعتقدت جميع ما عقدوه مخلوقات دربارهء خداوند به عقايد مختلف معتقد گشتند ولى من به همهء آن باورها اعتقاد دارم يعنى وى بر اين باور است كه فرقى بين هيچيك از اديان وجود ندارد و اضافه مىنمايد كه خداوند برتر و بزرگتر از آن است كه ايمان را در عقيده و مكتب محدود سازد زيرا خود گويد : فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ، پس به عقيدهء وى همه در راه صواب گام برمىدارند و كسى گناهكار نيست و در ظلّ حمايت حق با موفقيت و خوشبختى مىزيد و كسى را بر كسى ديگر برترى نيست . در قصيده يازدهم كتاب ترجمان الاشواق به اين معنى اشاره مىكند و مىگويد : لقد صار قلبى قابلا كل صورة * فمرعى لغزلان و دير لرهبان